الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

171

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

بشناسيم . ( سخن فرعون است كه مىگويد : و به آنها دسترسى يابم و به وسيلهء آنها به آنچه را كه موسى مدّعى آنست شناسايى حاصل كنم ) . سَبَب : دستار و عِمَامه و مقنعه و دستار بلند كه در بلندى تشبيهى است به

--> اين آيه يعنى پيوند دوستى و محبّت در دنيا است . ابو زيد انصارى معنى منازل را هم به معنى كه ابن عبّاس گفته است مىافزايد و در آيات : ( لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ - 36 / غافر ) و ( أَسْبابَ السَّماواتِ - 37 / غافر ) . مىگويد : اسباب در اين آيات يعنى راههاى نفوذى به آسمانها . ابو عبيدة هم مىگويد : سبب هر ريسمانى است كه از بالا به پائين آويخته شود . ( تهذيب اللّغه - 12 / 314 ) . الدّهر سبابون : روزگار متغير و دگرگونه است . سبنسب و سباسب : بيابانهاى دور و كويرى است . احاديث بسيار ارزشمندى در ذيل اين واژه در مآخذ متعدّدى نثل شده است ( و فى الحديث ابى اللّه ان يجرى الاشياء الّا بالاسباب فجعل لكلّ شىء سببا و لكلّ سببا شرحا علما و لكلّ شرحا علما و لكل علما بابا ناطقا و قيل فى تفسيره الشّيء : دخول الجنّة و السّبب الطّاعة و الشّرح ، الشّريعة و العلم ، رسول اللّه و بابا امام من ائمّه الهدى ) . يعنى : خداى تعالى پديده‌ها و اشياء عالم را بدون اسباب جارى نساخته پس براى هر چيزى سببى و براى هر سببى شرحى و براى هر شرحى علمى و براى هر علم و دانشى با بى يا راهى گويا يا ناطق قرار داده است . در تفسير اين حديث گفته شده - شىء - يعنى به بهشت در آمدن و يا هر چيزى كه انسان را به سعادت دو جهانى مىرساند . سبب يعنى طاعت و بندگى خدا ، شرح : دين و شريعت ، علم : پيامبر خداى ، بابا : امامى هدايتگر ( كافى 1 / 183 - مجمع البحرين 2 / 80 ) در حديثى ديگر در مورد فرزند و پدر هست كه : ( لا تمشين امام ابيك و لا يجلس قبله و لا تدعه باسمه و لا تستسب له ) يعنى پيشاپيش پدرت راه مرو و قبل از او منشين و پدرت را با اسمش صدا مزن و او را ناسزا مگو . تفسير ناسزا گفتن اين است كه به پدر و مادر ديگرى دشنام دهى و او را هم پدر تو را ناسزا گويد : ابن اثير مىگويد : در حديثى ديگر آمده است كه : ( انّ من اكبر الكبائر ان تسبّ الرّجل والديه قيل و كيف يسبّ والديه ؟ قال يسبّ ابا الرّجل فسبّ اباه و يسبّ امّه فيسبّ امّه ) . يعنى : از گناهان بزرگ اين است كه كسى پدر خود را ناسزا گويد گفته شد چه طور كسى به پدر خود ناسزا گويد ؟ فرمود : فرزندى يا كسى پدر و مادر ديگرى را دشنام دهد و او هم همينكار را بكند . و در حديثى ديگر آمده است : ( سبّ المسلم فسوق و قتله كفر ) يعنى فحش دادن مسلمان فسق است و كشتن او كفر . و در حديثى ديگر ( الميراث من جهة السّبب ) مثل همسرى و نكاح نه از جهت دوستى و خويشاوندى . سب : پارچه و سبوت : پارچه‌هاى نازك ، سبائب : پارچه كتانى و در حديثى ديگر : ( ليس فى السّبوب زكات ) پارچه‌هاى كتانى كه در غير تجارت باشد زكات ندارد . ( لسان العرب 1 / 456 - مجمع البحرين 2 / 80 ) .